Monday, April 06, 2009

در سکوت کتابخانه
گوشه ای نشسته ام
غرقــه در روزمرگی و
بی حوصله از تورّق کتابی
کسالت بار
ناگهان
لرزشی خفیف میان پره های بینی ام
سرخوشی ِ نابهنگام ِ هیجانی کوتاه
و یـک عطسه!

2 comments:

Mahyar said...

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده براُفتد نه تو مانی و نه من

Negin said...

سرخوشی ِ نابهنگام ِ هیجانی کوتاه
و یـک عطسه!