Tuesday, July 08, 2008

خواست ِ زیبایی هم می‌تواند به‌سادگی برآمده از حسادت به زیبا باشد. این خواست وقار و متانت ندارد. وقتی كه زیبا و زیبایی‌اش را اینجا و آنجا می‌بیند دست و پایش را گم می‌كند. می‌خواهد توری ببافد كه همه را با هم صید كند. لباسی بدوزد كه از هیچ زیبا یی زشت‌تر نباشد، لباسی به زیبایی ِ همه‌ی زیبایان و البته به قامت خودش. باید پرسید كدام زیبایی برازنده‌ی من است و كدام زیبایی برازنده‌ی من نیست. كدام زیبایی در من هست و كدام نیست. از آن زیبایی‌ها كه در من نیست و برازنده‌ی من است كدام می‌تواند در من باشد و به چه قیمتی و چرا و آیا باید؟ باید پرسید كدام زیبایی روح مرا تغذیه می‌كند و كدام زیبایی تنها از طریق تغذیه‌ی روح دیگران روح مرا تغذیه می‌كند...

(By Grezegorz Kmin)

3 comments:

مسعود said...

خیلی خوبه که باز هم مینویسی
و خیلی خوبتره که تو وبلاگ مینویسی
فقط خیلی سنگین مینوسی

Negin said...

chera neminevisi? mage man ba to shookhiam?!

P said...

My other blog might get updated more often for a while. Check it here:
wingincage.blogspot.com