Thursday, April 09, 2009

چه طاقتی دارد
شاخه ی ساده ی گل
- که راستی
چندان هم زیبا نیست -
وقتی میانه ی راه
سرسری نگاهش می کنی
و لب به تحسین می گشایی:
چه زیبا!

تحسین ِ "زیبایی"
تحسینی
که در شتاب قدم هایت
میان او و تمام گل های باغ
تقسیم می شود

8 comments:

ميثم said...

پاييني بهتر

Anonymous said...

جدا هم طاقت میخواد. شاید هم گل طاقت نداره و برای همین زود پژمرده میشه و راحت میشه....اما آدمها چی؟

این شعر را هم دوست دارمش

مهیار ارجمند راد said...

،چه طاقتی دارد
.سکوت
.و چه آشفته انتظار
،حقیقت تلخی ست
.آرزو

نرده ها said...

سلام. شاعر لحظه ها

نرده ها said...

سلام. شاید این ششمین باره که میام و شما آپ نکردید. شعر تازه ای چیزی؟ حالتون که خوبه اقا یا خانم پ؟

مه یار said...

ببین چه جوری دل مردمو میشکونی آقای پ! تحویل بگیر :D

P said...

از لطفتون ممنون.. خوبم.. اقتضای فصله دیگه.. ;)

من و قوز چراغ مطالعه said...

لذت بردم.زیبا بود