پ
نوشته بازي ها

Thursday, December 13, 2007
 
به نظرم شایسته نیست که در گفت ­وگو، به جای نظرِ دیگری، خودِ دیگری را نقد کنیم. تحلیل­ های روان­ شناختی بر سرش بباریم که تو این­ طور فکر می­ کنی برای این­ که فلان تجربه­ ها را داشته­ ای و بهمان تجربه­ ها را نداشته­ ای. اصلاً مگر کسی هم بدونِ گذشته و خاطرات و پیش­ فرض­ هایش فکر می­ کند؟ چه کسی می­ تواند ادّعا کند که تحتِ تأثیرِ قصّه­ های مادربزرگ­ اش نیست؟ کسی که مقابلِ ماست، به ­هر دلیلی، نظری در موردِ موضوعِ گفت­ وگو دارد که ممکن است محترم نباشد، امّا موضوعیت دادن به خودِ او به­ جای نظرش بی­ تردید بی­ ادبانه است. این پندار که من نظرات­ ام را با اندیشه و تعمّقِ انتزاعی کسب کرده­ ام و او نکرده است خام­ تر از آن است که بگذارد گفت­ وگوی واقعی شکل بگیرد.

بیش­تر از آن: من وقتی کسی آگاهانه یا ناآگاهانه انگشت­ اش را به طرف­ ام می­ گیرد فلج می­ شوم. نا-راحت می­ شوم. بله، ناراحت کردنِ من مهم نیست، امّا بی ­شک تضمین­ کننده ­ی خراب شدنِ گفت­ وگو و اشتباه گرفتن­ اش با عرصه ­ی دفاع و حمله­ ی شخصی است. در بهترین حالت، تضمین­ کننده­ ی اتمامِ گفت­ وگو ست.

(از نوشته­ های کاغذی که چیزی را برای این­جا برمی ­دارم و ویرایش می­ کنم، تندیِ قلم­ ام را می­ گیرم و برای همین این­ قدر بی ­مزه و بی­ روح می­ شود. دل­ زننده است امّا فعلاً راهِ بهتری سراغ ندارم. ایراد از کم خواندن و کم­تر نوشتن است...)
 



Email
English Blog

Archives
May 2005 / October 2005 / November 2005 / December 2005 / January 2006 / February 2006 / March 2006 / April 2006 / May 2006 / June 2006 / July 2006 / August 2006 / October 2006 / November 2006 / January 2007 / February 2007 / March 2007 / April 2007 / May 2007 / June 2007 / August 2007 / October 2007 / November 2007 / December 2007 / January 2008 / February 2008 / April 2008 / June 2008 / July 2008 / November 2008 / December 2008 / January 2009 / February 2009 / March 2009 / April 2009 / July 2009 / September 2009 /


Powered by Blogger

Subscribe to
Posts [Atom]

Links