Sunday, January 31, 2010

بیهوده
به پای هیچ
می گرید

نگفته های نگفتنی
نداشته های نداشتنی
...

و خمیازه ای
که چه آسان
طرح غمناک دهانش را
می شکند

Thursday, January 07, 2010

دانه های برف
پشت حلقه های دود
می رقصند
یکی سرد است و پایین می آید
آن دیگری داغ است و...
نه
نگاه کن
هر دو
پریشان ِ باد اند
هیچ جا نمی روند